.
دیشب تا صبح کابوس وخواب های آشفته می دیدم
سه روزه همه انگار توی خواب من دارن رژه میرن
میدونم برای همیشه رفتی
اما ای کاش یادت را هم می بردی
نمی دونم به سر این دنیا چی میاد
اما همگی داریم تاوان پس می دهیم
تاوان گناهانمان را
این روزها دستم را هم که میبرم
میگم خدایا شکرت
میدونم این تاوان است که دارم پس میدهم
پس شکایتی ندارم
خدایا من حق الله را زیر پا گذاشتم
این بساط تاوان دادنم است
خدایا به سر آدم هایی که دل شکستن چی میخوای بیاری؟
پر از حس نفرت خواب دیشب ودیروز ظهرم
میدونم چه اتفاقاتی افتاده
حرفی ندارم
فقط نگاهم به سوی آسمان است
خدا را شکر اردیبهشت لعنتی تمام شد
فقط کاش از این خواب لعنتی بیدار بشم
کاش زمان بگذره وبتونم این داغ دل را فراموش کنم
کاش بتونم آرزوی یتیم شده ام را بزرگ کنم
کاش دنیا تموم می شد
کاش بلد بودم یک گلوله تو قلب تو بزنم
یکی تو مغز خودم
جفتمون لیاقت چنین مردنی را داریم
برچسب:
نویسنده: ستایش رضایی